معنی قساءة
6 بازدید
[ قَ ءَ ] (ع مص) سخت شدن و درشت گردیدن: قسا قلبه قسواً و قسوةً و قساوةً و قساءً. | ناسره گشتن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب): قسی الدرهم؛ ناسره گشت. (منتهی الارب). || تاریک شدن. گویند: قسا اللیل؛ اظلم. (اقرب الموارد). رجوع به قسو و قسوة و قساوه شود.
کلمات همقافیه با «قساءة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ءة» برای سرودن شعر