معنی قرینین
4 بازدید
[ قَ نَ ] (ع اِ) تثنیهٔ قرین در حالت نصبی و جری. رجوع به قرین شود.[ قَ نَ ] (اِخ) دو کوه است در پیرامون یمامه. (منتهی الارب).[ قَ نَ ] (اِخ) دهی است به بادیهٔ شام. (منتهی الارب).[ قَ نَ ] (اِخ) دهی است در مروشاه جهان. (منتهی الارب). شهر کوچکی است در وادی مرو که بدان برکدیز گویند. گروهی از دانشمندان بدان منسوبند. (اللباب فی تهذیب الانساب) (انساب سمعانی).[ قُ رَیْ یَ نَ ] (اِخ) جایی است در دیار طی مختص به بنی جرم. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قرینین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر