معنی قریرة
5 بازدید
[ قَ رَ ] (ع ص) عین قریرة؛ چشم خنک کرده. (منتهی الارب) (آنندراج). ذات قرة. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قریرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر