معنی قرشیة
5 بازدید
[ قُ رَ شی یَ ] (ص نسبی) نسبت مؤنث است به قریش که نام طائفه یا مردی است. (معجم البلدان). رجوع به قریش و قریشی شود.[ قُ رَ شی یَ ] (ع اِ) نوعی از اظفارالطیب.[ قُ رَ شی یَ ] (اِخ) دهی است در سواحل حمص، و آن دورترین و آخرینِ توابع آن است و در کنار حلب و انطاکیه قرار گرفته، و بعضی از سرشناسان آن ده در حلب به سر میبرند و به آنان بنوقرشی میگویند و مردم گمان میبرند که از طایفهٔ قریشند. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قرشیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر