معنی قرشی

معنی قرشی

7 بازدید
[ قُ رَ شی ی ] (ص نسبی) منسوب به قبیلهٔ قریش : تا اصل مردم علوی باشد از علی تا تخم احمد قرشی باشد از قصی. منوچهری.
[ قَ ] (اِخ) نخشب. شهری به ترکستان. (برهان قاطع: ماه نخشب). نام شهر نسف (نخشب) است. (حاشیهٔ برهان چ معین).
[ ] (اِخ) شاعری است. در مجالس النفایس آورد که: در سمرقند میبود، و در بازار دکان صحافی داشته و جمیع ظرفاء در دکان او جمع میگشته اند، او از این جمعیت پریشان میگشته زیرا که مانع مشتری میشده اند، و مولانا در شکایت این مطلع گفته: نیست آیین محبت کردن از یاری گله ورنه زآن بدعهد میکردیم بسیاری گله. خطائی تخلص اوست و قبرش در سمرقند است. (مجالس النفایس چ بانک ملی ص ۲۲۰).
[ قُ رَ شی ی ] (اِخ) حسان بن محمدبن احمدبن هارون قرشی، مکنی به ابوالولید. از فقیهان است. وی امام عصر خود و فقیه خراسان بود. و نزد ابوالعباس احمدبن شروع فقه را فراگرفته و به خراسان مراجعت کرده است. مجلس درس او مجمع فقیهان و مردم بوده است. ابوعبداللََّه حافظ از او روایت و در تاریخ خود از او یاد کند و گوید: ابوالولید قرشی فقیه در عصر خود، امام محدثان خراسان است. وی پارساترین دانشمندی است که من تاکنون دیده ام. او در شب جمعه پنجم ربیع الاول سال ۳۴۹ هـ .ق. وفات یافت و در مقبرهٔ نصربن زیاد قاضی به خاک سپرده شد. (انساب سمعانی).
[ قُ رَ شی ی ] (اِخ) حیدربن محمد، مکنی به ابوالصهباء. از محدثان و از مردم نیشابور است. وی از ابوبکر محمدبن اسحاق بن خزیمة روایت کند. او در ذی الحجهٔ سال ۳۷۳ هـ .ق. در حالی که یکصدوسه سال داشت وفات یافت. (انساب سمعانی).
[ قُ رَ شی ی ] (اِخ) سعیدبن عباس بن محمدبن علی بن محمدبن سعیدبن عبداللََّه بن امیةبن خالدبن ضراربن محرزبن حارثةبن ربیعةبن عبدالعزی بن عبدشمس بن عبدمناف بن قصی بن کلاب قرشی شریف، مکنی به ابوعثمان. از مردم هرات است. وی از راویان راستگو و مورد اطمینان بوده و از عباس بن فضل و ابوالفضل بن حمیرویه و ابوحاتم محمدبن یعقوب و محمدبن حمدان و ابوسعید عبداللََّه بن محمد رازی و گروهی دیگر روایت شنیده است. ابوبکر خطیب گوید: وی به سال ۴۱۳ هـ .ق. از سفر حج به بغداد آمد و در آن شهر حدیث گفت و به سال ۴۳۲ یا ۴۳۳ هـ .ق. در هرات وفات یافت. (از انساب سمعانی).
[ قُ رَ شی ی ] (اِخ) عبداللََّه بن محمدبن عبید، مکنی به ابوبکر و معروف به ابن ابی الدنیا. از محدثان و مردی راستگو و ثقه بود، و کودکان خلفا را درس میداد، وی از پدر خود و سعیدبن سلیمان و خالدبن خداش مهلبی و گروهی دیگر روایت شنیده و حرب بن محمدبن ابواسامة و محمدبن خلق و کیع و جماعت دیگری از او روایت دارند. وی در جمادی الاولای سال ۲۸۱ هـ .ق. وفات یافت. (انساب سمعانی).

کلمات هم‌قافیه با «قرشی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید