معنی قراری

معنی قراری

9 بازدید
[ قَ ری ی ] (ع ص، اِ) درزی. (منتهی الارب) (آنندراج). خیاط. (اقرب الموارد). || نای زن. (منتهی الارب) (آنندراج). قصب زن. نایی. (از اقرب الموارد). || مرد شهرباش که از کسی احسان نخواهد. || هر پیشه ور. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).
[ قَ ] (اِ) اقراری. || قبولی. (ناظم الاطباء).
[ قَ ] (ص نسبی) (رنگ...) رنگ ثابت که به شستن و آفتاب زایل نشود. ثبات و استحکام. (ناظم الاطباء): لاک شبنمی باشد که به شاخ درخت کنار و چند درخت دیگر مخصوص ملک هندوستان منجمد گردد و آن را کوفته بپزند و از آن رنگ سرخی حاصل شود و رنگ آن قراری باشد و به شستن زایل نشود. (فرهنگ جهانگیری). || (اِ) ترتیب و نظام. (ناظم الاطباء).
[ ] (سریانی، اِ) حب خروع است. (فهرست مخزن الادویه).
[ قَ ری ی ] (اِخ) جایگاهی است در شش میلی واقصه که در بین عقبه و واقصه واقع است و خرابه ها و قبه های کوچک در آن مشاهده میشود. (از معجم البلدان).
[ قَ ] (اِخ) مؤلف آتشکده آرد: از شاعران گیلان است و جوانی است مستعد که در خدمت خان احمدخان به رتق و فتق کارهای مردم همت می گماشته بعد از انقلاب حرکت کرده و به قزوین آمده. اسمش مولانا نورالدین محمد است. این چند شعر از او انتخاب شد: از آن چون صید ناوک خورده از پیشت گریزانم که شاید شغل صیدم فارغت از دیگران سازد. * ناورد تاب وداعش دل بی تاب ای کاش که نهان بار سفر بندد و غافل برود. * مردم از نومیدی و شادم که نومید از تو ساخت سختی جان دادنم امیدواران ترا. * مگر از خانه برون بود که شب در کویش هیچ ذوقم به نگاه در و دیوار نبود. * من از جفاش نترسم ولی از آن ترسم که عمر من به جفا کردنش وفا نکند. * از امتداد گردون شادم که میتوان کرد بیگانه وار با او آغاز آشنائی. * نالهٔ من گر اثری داشتی یار ز حالم خبری داشتی آنکه به من از همه دشمن تر است کاش ز من دوست تری داشتی. (آتشکدهٔ آذر چ دکتر شهیدی ص ۱۶۸).

کلمات هم‌قافیه با «قراری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید