معنی قرارنامه
5 بازدید
[ قَ مَ / مِ ] (اِ مرکب) عهدنامه. || شرطنامه. || نامه ای که در قرار و مدار چیزی نویسند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «قرارنامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر