معنی قراریط
6 بازدید
[ قَ ] (ع اِ) جِ قیراط. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به قیراط شود.[ قَ ] (ع اِ) قاریط. دانهٔ تمر هندی. (منتهی الارب). هستهٔ تمر هندی. (ناظم الاطباء). حب تمر هندی. (از اقرب الموارد).[ قَ ] (اِخ) گویند جایی است. (امتاع الاسماع ج ۱ ص ۹). و کان بعد ذلک یرعی (رسول اللََّه) غثماً لاهل مکه علی قراریط. (امتاع الاسماء).
کلمات همقافیه با «قراریط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یط» برای سرودن شعر