معنی واژه قدسیان
7 بازدید
[ قُ ] (اِ) جِ قدسی. فرشتگان و صلحاء و اولیاءاللََّه و روحانیان. (آنندراج): صبحدم از عرش می آمد خروشی عقل گفت قدسیان گوئی که شعر حافظ از بر میکنند. حافظ. در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است. محتشم کاشانی. رجوع به قدسی شود.[ قُ ] (اِخ) دهی است از دهستان مؤمن آباد بخش درمیان شهرستان بیرجند. واقع در ۷۱هزارگزی جنوب باختری درمیان سر راه شوسهٔ بیرجند به سهل آباد. دامنه، معتدل و سکنهٔ آن ۸۴ تن است. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آنجا غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).