معنی قحطی
6 بازدید
[ قَ ] (حامص) نایابی. یافت نشدن : برای یک دم تیغ تو صد خون میشود بر هم در این کشور ز بختم قحطی آب است پنداری. میر یحیی شیرازی (از آنندراج). رجوع به قحط شود.[ قَ طی ی ] (ع ص) بسیارخوار. و این لغتی است عراقی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قحطی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طی» برای سرودن شعر