معنی قحطسال
6 بازدید
[ قَ ] (اِ مرکب) سال خشک بی باران. (ناظم الاطباء). خشک سال. (آنندراج). سال مجاعه. (ناظم الاطباء): وز بنهٔ طبع در این قحطسال نزل بیفکنده و بنهاده خوان.خاقانی.
کلمات همقافیه با «قحطسال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر