معنی قحطزار
7 بازدید
[ قَ ] (اِ مرکب) جائی که قحطزده است. قحطزده. قحطستان. جائی که در آن قحطی بود: هزار خرمن برق است و نیم جو حاصل به قحطزار چنین سعی خوشه چین چه کند؟ میریحیی شیرازی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «قحطزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر