معنی قتاده

معنی قتاده

4 بازدید
[ قَ دَ ] (اِخ) ابن نعمان انصاری بدری اوسی از کبار صحابه است. وی در سنهٔ بیست و سه وفات کرد. شصت و پنج سال عمر داشت. (تاریخ گزیده چ لندن ص ۲۳۸). قتادةبن نعمان طفوی از صحابیان است. در داستانهای دینی چنین آمده است: هیثم بن عدی از پدرش نقل کند که در جنگ احد به یکی از چشمهای قتاده آسیبی وارد آمد به طوری که از حدقه بیرون شد. قتاده آن را در دست گرفت و بحضور پیغمبر آمد و گفت ای پیغمبر چنین است روزگار من که می نگری! رسول خدا فرمود: شکیبایی پیشه کن و پاداش تو بهشت است و اگر بخواهی آن را به تو برمیگردانم و از خدای میخواهم که به صورت نخست درآید. گفت ای پیغمبر بهشت پاداش خوب و عطیهٔ بزرگی است ولی من دلی دارم که در گرو عشق زنان است و میترسم بگویند فلانی لوچ است و دیگر به سراغم نیایند، هم چشم را به من برگردان و هم بهشت را برایم از خدا بخواه. فرمود چنین کنم. آن گاه چشم را بدست خود در جای آن گذاشت و بهشت را برای او خواست. فرزندش روزی بر عمربن عبدالعزیز درآمد. عمر گفت ای جوان کیستی؟ گفت: انا ابن الذی سألت علی الخد عینه فردّت بکف المصطفی احسن الرد فعادت کما کانت لاحسن حالها فیا حسن ما عین و یا طیب ما ید. عمر گفت نیازمندان این چنین به ما متوسل میشوند و سپس گفت: تلک المکارم لاقبعان من لبن شیبا بماء فعادا بعد ابوالا. (سیرهٔ عمربن عبدالعزیز ص ۲۲۸). قتادةبن نعمان بن زیدبن عامربن سوادبن کعب (ظفر) بن خزرج بن عمربن مالک بن اوس ظفری انصاری مکنی به ابوعمرو یا ابوعمر یا ابوعبداللََّه از صحابیان است که در وقعهٔ بدر و یا همهٔ مشاهد بوده و در جنگ بدر و برخی گویند در جنگ خندق بچشم وی آسیب وارد آمده است. ابوعمر گوید: سخن درست این است که چشم او در جنگ احد آسیب دیده است و آن گاه روایتی را از جابربن عبداللََّه و عبداللََّه بن محمدبن عمارة در تأیید این قول نقل میکند. (الاستیعاب ج ۲ ص ۵۳۱).

کلمات هم‌قافیه با «قتاده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید