معنی قبطیة
7 بازدید
[ قِ طی یَ ] (ص نسبی) تأنیث قبطی. رجوع به قبطی شود.[ قِ طی یَ ] (اِخ) (ماریهٔ...) دختر شمعون مادر ابراهیم سریهٔ آن حضرت صلی اللََّه علیه و سلم است. (منتهی الارب).[ قُ / قِ طی یَ ] (ص نسبی) (ثیاب...) جامهٔ کتان سپید منسوب به قبط. و ضم آن بر خلاف قیاس است. ج، قَباطی و قَبّاطی. (منتهی الارب).[ قُ طی یَ ] (اِخ) (اللغة...) لغت قدیمی مصر است که در عهد خاندان فرعون رواج داشت و آن شاخه ای از لغت های حامی است که زبان یونانی پس از فتح اسکندر جای آن را در امور رسمی دولتی و نیز در شهرها گرفت، ولی مردم عوام و ده نشینان آن را نگه داشتند و بشاخه هائی منشعب گردید. (مهمترین آنها صعیدیه و بحیریه و فیومیه است). از آن لغت، لغت قبطی بوجود آمد که دارای مفردات یونانی و ابجد یونانی است. زبان قبطی از رواج افتاده و فقط لهجهٔ بحیریهٔ آن در معابد و کنیسه ها شیوع دارد. (ذیل المنجد).
کلمات همقافیه با «قبطیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر