معنی قبا کشیدن
5 بازدید
[ قَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) قبا بستن. (آنندراج). حاضر و آمادهٔ کار شدن. رجوع به قبا بستن شود: گل وقت صبح پردهٔ تزویر چاک زد تا آن نگار چابک رعنا قبا کشید. ناصرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «قبا کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر