معنی قاضی حنفی

معنی قاضی حنفی

5 بازدید
[ حَ نَ ] (اِخ) عمربن هبةاللََّه یا عمربن احمدبن هبةاللََّه بن محمدبن هبةاللََّه بن احمدبن یحیی، ملقب به کمال الدین و مکنی به ابوحفص یا ابوالقاسم و مشهور به ابن العدیم و ابن ابی جرادة است. وی فقیه، مفتی، محدث، حافظ، مورخ، بلیغ کاتب، منشی، شاعر و از اکابر علماء و محدثین اهل سنت است. در حلب و دمشق و حجاز و عراق از پدر خود و دیگر اکابر وقت تکمیل مراتب علمیه نمود و ریاست حنفیه به او منتهی شد. وی در خط و کتابت نیز بی نظیر و در عصر خود ضرب المثل بوده و خطش را بر خط خطاط شهیر ابن البواب ترجیح میداده اند و به بهای گزافش میخریده اند و حتی ملوک و اکابر مانند لآلی و جواهر آن را برای یکدیگر تحفه میفرستاده اند و در اثر سرعت قلمی هم که داشته کتب بسیاری استنساخ نموده. وی مدتی متصدی قضاء حلب بود. و تمامی عمر خود را در تألیف و تدریس و فتوی مصروف داشته است. او راست: ۱- اخبار المستفادة فی ذکر بنی جرادة که در شرح حال افراد این خانواده تألیف کرده و یاقوت حموی این کتاب را از خود مؤلف خوانده و گوید وجه تسمیه و جهت شهرت ایشان به بنی العدیم را از وی پرسیدم اظهار بی اطلاعی کرده و گفت افراد خانواده نیز بی اطلاعند و این نام تازه است و اسلاف ما بدان معروف نبوده اند و چیزی به نظرم در این باب نمیرسد جز اینکه جد جدم قاضی ابوالفضل هبةاللََّه بن احمدبن یحیی با همهٔ ثروتی که داشته همیشه در اشعار خود از فقر و پریشانی شکایت کرده و به همین جهت به عدیم شهرت یافته و خانواده اش نیز به بنی العدیم معروف شده اند و پس از این بیان گفت: اگر این نکته سبب این شهرت نبوده باشد سبب دیگری را سراغ ندارم. مؤلف ریحانة الادب گوید: بنابراین که هبةاللََّه مذکور موصوف به عدیم باشد باید خودش و پدرش احمد موصوف به ابن العدیم نباشند و حال آنکه ایشان نیز از افراد بنی العدیم بوده اند. وی در وجه تسمیه قول یاقوت را تأیید مینماید که چون یحیی پدر احمد که جد اعلای عمر است عدیم و بی چیز بوده لذا هر یک از اولاد او به ابن العدیم مشهور شد و خانواده اش نیز به خانوادهٔ بنی العدیم شهرت یافته است. ۲- بغیة الطلب فی تاریخ حلب. در این کتاب شرح حال اعیان حلب را به ترتیب اسامی آورده و چهل مجلد از آن به مبیضه نقل و بقیه اش در مسوده باقی است و قبل از آنکه آنها را به مبیضه وارد کند مرگش فرارسیده است. بر آن کتاب ذیلهای بسیاری نوشته اند. ۳- تبرید حرارة الاکباد فی الصبر علی فقد الاولاد. ۴- الخط و علومه و آدابه و وصف ضروبه و اقلامه. ۵- الدراری فی ذکر الذراری. ۶- رفع الظلم و التجری عن العلاء المعری. ۷- زبدة الحلب فی تاریخ حلب که با ترجمهٔ لاتینی در پاریس چاپ شده. ۸- ضوء المصباح فی الحث علی السماح. این اشعار او راست: فوا عجیباً من ریقها و هو طاهر حلال و قد اضحی علی محرماً فان کان خمراً این للخمر لونه و لذته مع انتی لم اذقهما. و یک قصیدهٔ میمیه که در آن قتل و غرات و ویرانی عمارت و دیگر صدمات را که از مغول به حلب وارد آمده متذکر شده و مطلع آن این است: هو الدهر ما تبنیه کفک یهدم وان رمت انصافاً لدیه فتظلم. وی به سال ۶۶۰ یا ۶۶۶ هـ . ق. در ۷۵ یا ۸۱سالگی در قاهرهٔ مصر درگذشته و در قرافه مدفون گردید. (کشف الظنون) (معجم الادباء ج ۱۶ ص ۵) (لغات تاریخیه و جغرافیة ج ۶ ص ۹۶) (قاموس الاعلام ج ۱ ۶۴۶) (ریحانة الادب ج ۶ ص ۸۴).

کلمات هم‌قافیه با «قاضی حنفی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید