معنی قاضی‌زادهٔ اردبیلی

معنی قاضی‌زادهٔ اردبیلی

4 بازدید
[ دَ / دِ یِ اَ دَ ] (اِخ) ظهیرالدین. از علمای نامدار اوائل قرن دهم است. وی هنگام تصرف تبریز به دست سلطان سلیم عثمانی در تبریز به تدریس اشتغال داشت. همراه سلطان سلیم به استانبول رفت و در آنجا مقرری دربارهٔ وی تعیین گردید سپس به مصر رفت و در سرکشی احمد پاشا به هواداران او پیوست و به سال ۹۳۰ هـ . ق. همراه وی کشته شد. در شعر و انشاء و خوشنویسی مهارت داشت. وی وفیات الاعیان ابن خلکان را به فارسی ترجمه کرده است. (از قاموس الاعلام ترکی). مردی کثیر الخیر است و دارای فضائلی بسیار. در فن انشاء بی همتاست. وی تاریخ سلطان سلیم خان را نوشته و ابن خلکان را نیکو ترجمه فرموده. از جمله اشعار اوست: آه از این دور چرخ مردم خوار گرگ روبه نمای کج رفتار بی وفائی چو روزگار بخلق کینه جوئی به زیر ازرق دلق بی گنه قصد جان من بنمود یوسفم را ز من به غصب ربود. (ترجمهٔ مجالس النفائس چ بانک ملی ص ۳۹۷).

کلمات هم‌قافیه با «قاضی‌زادهٔ اردبیلی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید