معنی قاسمی سمرقندی
6 بازدید
[ سِ یِ سَ مَ قَ ] (اِخ) حسن بن احمدبن محمدبن قاسم بن جعفر، مکنی به ابومحمد. در حدیث، امام عصر خود بود. در نیشابور سکنی کرد و تألیفاتی دارد. او راست: ۱- بحر الاساتید فی صحاح المسانید. این کتاب هشتصد جزء و مشتمل بر یکصدهزار حدیث است. ذهبی گوید: در جهان اسلام مانند ندارد. رجوع به الرسالة المستظرفة ۱۲۵ و سیر النبلاء خطی ۱۵ و تبیان خطی بعنوان قاسمی و الاعلام زرکلی ۲ ج ۲ ص ۱۹۴ شود.
کلمات همقافیه با «قاسمی سمرقندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر