معنی قاسمی شامی
6 بازدید
[ سِ یِ ] (اِخ) جمال الدین بن محمد سعیدبن قاسم حلاق. از خاندان حسین سبط در عصر خود پیشوای مردم شام و از عالمان دین بود و در فنون ادب کوششی بلیغ به کار برد. تولد و وفات وی در دمشق است (۱۲۸۳ -۱۳۳۲ هـ . ق. / ۱۸۶۶ - ۱۹۱۴ م.). وی به عقیدهٔ پیشینیان بود و به تقلید عقیده نداشت. دولت وی را به شهرها و دهات سوریه برای تدریس اعزام داشت و چهار سال به این کار مشغول بود (۱۳۰۸ - ۱۳۱۲ هـ . ق.). سپس به مصر سفر کرد و از مدینه دیدن نمود. (الاعلام زرکلی چ ۲ ج ۲ ص ۱۳۱).
کلمات همقافیه با «قاسمی شامی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر