معنی قارن پهلو

معنی قارن پهلو

5 بازدید
[ رَ نِ پَ لَ ] (اِخ) مرد بزرگی بود از طائفهٔ پارتی اشکانی که خانوادهٔ او به نسبت به او قارنیان نامیده میشده اند. (ایران باستان ج ۳ ص ۲۵۹۹).
[ رَ نِ پَ لَ ] (اِخ) نام تیره ای است از خانوادهٔ اشکانی. (ایران باستان ج ۳ ص ۲۶۱۸). از نوشته های نویسندگان ارمنستان چنین برمی آید که بعد از آرشاویر در زمان سلطنت آرداشس خانوادهٔ اشکانی ایران به چهار تیره منشعب میشده یکی از آن چهار قارن پهلو است. (ایران باستان ج ۳ ص ۲۶۱۸). گریگوار مبلغ دین مسیح در ارمنستان از خانوادهٔ قارن پهلو بوده است. (ایران باستان ج ۳ ص ۲۶۱۹). این خاندان دارای امتیازاتی بوده است چنانکه بزرگتر خانوادهٔ قارن هنگام تاج گذاری شاه اشکانی تاج بر سر او میگذاشت. (ایران باستان ج ۳ ص ۲۵۶۰ و ۲۵۶۱).

کلمات هم‌قافیه با «قارن پهلو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید