معنی قارنآباد
4 بازدید
[ رَ ] (اِخ) دهکده ای است در پنج هزارگزی از دهات اشرف. اسپهبد خورشید سپهسالاری داشت به نام قارن و دهکدهٔ مزبور به نام اوست. (ترجمهٔ مازندران و استرآباد ص ۱۶۸).
کلمات همقافیه با «قارنآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر