معنی فیصلی
5 بازدید
[ فَ صَ لی ی ] (ع ص، اِ) حاکم. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). فیصل. رجوع به فیصل شود.
کلمات همقافیه با «فیصلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر