معنی فیصور
5 بازدید
[ فَ ] (اِخ) نام شهری در جانب شرقی دریای محیط و کافور از آنجا آورند. (برهان). فنصور. قیصور. رجوع به فنصور شود.[ فَ ] (ع ص) خر شادمان. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فیصور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر