معنی فنصوری
6 بازدید
[ فَ ] (ص نسبی) منسوب به فنصور. || نوعی کافور که از فنصور آرند و پست تر از ریاحی و بهتر از مولی. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «فنصوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر