معنی فنا گردیدن
7 بازدید
[ فَ گَ دی دَ ] (مص مرکب) نابود شدن. فنا شدن. مقابل فنا کردن : اما سخن درست این باشد کز ذات و صفات خود فنا گردد.عطار. چون قلم از باد بد دفتر ز آب هرچه بنویسی فنا گردد شتاب.مولوی.
کلمات همقافیه با «فنا گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر