معنی فناء

معنی فناء

5 بازدید
[ فَ ] (ع اِمص) خلاف بقاء. (از اقرب الموارد). نیستی. نابودی. (یادداشت مؤلف): ینال باسباب الفناء بقاءها. (تاریخ بیهقی). || (مص) سپری شدن. (منتهی الارب). عدم. (اقرب الموارد). نابود شدن. نیست شدن. نیست گردیدن. (یادداشت مؤلف). نیست شدن. (ترجمان علامهٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی). || کلانسال شدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). - فناء فی اللََّه. فناء نفس. رجوع به فناء فی اللََّه و فناء نفس و نیز رجوع به فنا شود.
[ فَ نْ نا ] (ع ص) شجرة فناء؛ درخت بسیارشاخ. (منتهی الارب).
[ فِ ] (ع اِ) گرداگرد. ج، افنیه، فُنیّ. (منتهی الارب). وصید، و آن ساحت پیش سرای است و نیز آنچه از جوانب آن امتداد یابد. ج، افنیة، فُنیّ. (از اقرب الموارد). عتبة. جناب. وصید. درگاه. درگه. آستان. آستانه. کریاس. سده. (یادداشتهای مؤلف): من بنده را همیشه به خدمت جناب رفیع این دولت و وسیلت به فناء منیع این حضرت تشویق برکمال می بود. (سندبادنامه). در ملت محمد مرسل نداشت کس فاضلتر از محمد یحیی فنای خاک.خاقانی. پس محمد صد قیامت بود نقد زآنکه حل شد در فنائش حل و عقد.مولوی. در تربیع بناء و توسیع فناء و تشکیل اعطاف و ازجاء آن ابواب تأنق تقدیم رفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).

کلمات هم‌قافیه با «فناء»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اء» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید