معنی فنا کردن
6 بازدید
[ فَ کَ دَ ] (مص مرکب) نابود کردن. مقابل فنا شدن : دیدهٔ ما چون بسی علت در اوست رو فنا کن دید خود در دید دوست.مولوی.
کلمات همقافیه با «فنا کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر