معنی فنا شدن
12 بازدید
[ فَ شُ دَ ] (مص مرکب) از میان رفتن. فانی شدن : بنگر نبات مرده که چون زنده شد به تخم آنکش نبود تخم چگونه فنا شده ست؟ ناصرخسرو. تا چون به قیل و قال مقالات مختلف از عمر چند سال میانْشان فنا شدم. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «فنا شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر