معنی فناپذیر
6 بازدید
[ فَ پَ ] (نف مرکب) آنکه فانی شود. فانی. مقابل فناناپذیر. (فرهنگ فارسی معین). فناشونده و فانی. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «فناپذیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر