معنی فناة
5 بازدید
[ فَ ] (ع اِ) گاو کشت. ج، فنوات. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || سگ انگور. (منتهی الارب). عنب الثعلب. (از اقرب الموارد). || بار درختی است سخت سرخ که از آن قلائد سازند. ج، فنا. (منتهی الارب). || عین الدیک را نیز نامند. (فهرست مخزن الادویه).
کلمات همقافیه با «فناة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر