معنی فقد
18 بازدید
[ فَ ] (ع اِ) گیاهی است. || می مویز. || می عسل. || می کشوث. || (مص) گم کردن چیزی را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به فقدان شود. || گم شده را جستن. (ترجمان علامهٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی).[ فَ ] (اِ) گیاهی است دوائی که آن را پنج انگشت میگویند و در علت استسقا به کار آید و بعضی گویند تخم پنج انگشت است و عربی است. (برهان). بذرالفقد. حب الفقد. حب الفنجنگست. (یادداشت مؤلف). حب الفقد. (فهرست مخزن الادویه).
کلمات همقافیه با «فقد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قد» برای سرودن شعر