معنی فقدان
9 بازدید
[ فِ / فُ ] (ع مص) گم کردن کسی را. (منتهی الارب). فقد. فقود. (اقرب الموارد). گم یافتن. (تاج المصادر بیهقی). گم کردن. از دست دادن. نبودن. (یادداشت مؤلف): میگویم اگر تاب شنیدن داری فقدان شباب و فرقت احباب است.خاقانی. رجوع به فقد شود.
کلمات همقافیه با «فقدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر