معنی فقخ
12 بازدید
[ فَ ] (ع مص) زدن کسی را و نیست مگر بر سر کسی یا بر چیزی میان تهی. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به فقاخ شود.
کلمات همقافیه با «فقخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قخ» برای سرودن شعر