معنی فقاع گشودن
6 بازدید
[ فُ گُ دَ ] (مص مرکب) فقاع گشادن. لاف زدن. نازیدن. بالیدن : من فقاع از عشق آن رخ بعد از این خواهم گشودن چون فقاعم عیب نتوان کرد اگر جوشی برآرم. اوحدی. رجوع به فقاع گشادن شود.
کلمات همقافیه با «فقاع گشودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر