معنی فغفغ کردن
9 بازدید
[ فِ فِ کَ دَ ] (مص مرکب) بریده بریده درد کردن. (یادداشت مؤلف). دردهای کوتاه سخت و پی درپی با فاصلهٔ کم، چنانکه کورک یا دمل نزدیک بسر باز کردن شود. (یادداشت مؤلف). || در تداول عام فغ فغ و هغ هغ به معنی آواز گریهٔ خفیف همراه با بغض بکار رود.
کلمات همقافیه با «فغفغ کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر