معنی فغفور

معنی فغفور

7 بازدید
[ فَ ] (اِ مرکب) پادشاه چین را گویند هرکه باشد. (برهان). لقب پادشاهان چین و کلمهٔ پارسی است، فغ به معنی خدای یا بت و پور یا فور به معنی پسر. (یادداشت مؤلف). بغپور. (فرهنگ فارسی معین): چو آگاهی آمد به فغفور از این که آمد فرستاده ای سوی چین.فردوسی. نجوید همی جنگ تو فور هند نه فغفور چین و نه سالار سند.فردوسی. بر آن دوستی نیز بیشی کنم ابا دخت فغفور خویشی کنم.فردوسی. روم و چین صافی کند یاران او در روم و چین نایبی فغفور گردد، حاسبی قیصر شود. فرخی. گر نامه کند شاه سوی قیصر رومی ور پیک فرستد سوی فغفور ختایی. منوچهری. قیصر شرابدار تو، چیپال چوب زن خاقان رکابدار تو، فغفور پرده دار. منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی ص ۴۰). چو آمد سوی کاخ فغفور چین ابا این پسنده دلیران کین.اسدی. کمین بندهٔ اوست در روم قیصر کهین چاکر اوست فغفور در چین.سوزنی. باغ چو ارتنگ چین نماید خرم زآنک بدان خرمی خرامد فغفور.سوزنی. دین سره نقدی است به شیطان مده یارهٔ فغفور به سگبان مده.نظامی. خداوندی که چون خاقان و فغفور بصد حاجت دری بوسندش از دور.نظامی. نبودم تحفهٔ چیپال و فغفور که پیش آرم زمین را بوسم از دور.نظامی. || گاه مطلقاً به معنی پادشاه به کار رود: نشاید شد به جاه و مال مغرور چو مرگ آید چه دربان و چه فغفور. ناصرخسرو. ز دولتخانهٔ این هفت فغفور سخن را تازه تر کردند منشور.نظامی.
[ فَ ] (اِخ) نام پادشاهی از آل اشکان که بعد از اسکندر پادشاه شد و شصت ودو سال ملک راند. (برهان). مصحف فغور و فقور است که معرب نام پاکُر برادر اشک سیزدهم است. (حاشیهٔ برهان چ معین از ایران باستان تألیف پیرنیا ج ۱ ص ۲۳۲).
[ فَ ] (اِخ) نام پسر ساوه شاه یا شابه شاه فرمانروای ترکستان در شاهنامهٔ فردوسی چنین آمده است : که فغفور خواندیش وی را پدر.

کلمات هم‌قافیه با «فغفور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید