معنی فریق
14 بازدید
[ فَ ] (ع اِ) گوسفندان گم شده. (منتهی الارب). الفرق للقطع المذکور. (اقرب الموارد). || مردم بیشتر از فرقه. ج، افرقا، افرقة، فُرُق، فروق. چه بسا «فرق» به معنی جماعت به کار رود چه کم و چه بسیار باشد. (از اقرب الموارد). گروه. (ترجمان علامهٔ جرجانی): خر کمیز خر ببوید بر طریق مشک چون عرضه کنم بر این فریق. مولوی. گفتم میان عابد و عالم چه فرق بود تا اختیار کردی از آن این فریق را؟سعدی. || جاورس. (فهرست مخزن الادویه).
کلمات همقافیه با «فریق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر