معنی فروگسلانیدن
4 بازدید
[ فُ گُ سَ دَ ] (مص مرکب) فروگسستن. مقابل فروگسلیدن : امیدواران دست طلب ز دامن دوست اگر فروگسلانند در که آویزند.سعدی.
کلمات همقافیه با «فروگسلانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر