معنی فروریخته
9 بازدید
[ فُ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) هرچه بر زمین ریخته شده باشد از آب و خون و جز آن. || هدررفته و از میان رفته. رجوع به فروریختن شود.
کلمات همقافیه با «فروریخته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر