معنی فرودی
6 بازدید
[ فُ ] (حامص) سراشیب بودن. سرازیری : و به یک سو از آن میل نکند سراشیب از بهر فرودی. (التفهیم). - فرودی مایه. رجوع به مدخل فرودی مایه شود.
کلمات همقافیه با «فرودی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر