معنی فروتنده
7 بازدید
[ فُ تَ دَ / دِ ] (ص) متعصر و فشرده شده. (برهان). از برساخته های دساتیر است. رجوع به فرهنگ دساتیر ص ۲۵۸ شود.
کلمات همقافیه با «فروتنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر