معنی فروتة
5 بازدید
[ فُ تَ ] (ع مص) خوشگوار گردیدن آب. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فروتة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تة» برای سرودن شعر