معنی فروتر

معنی فروتر

8 بازدید
[ فُ تَ ] (ق مرکب) مقابل فراتر و برتر. پائین تر. پست تر: فروتر ز کیوان ترا اورمزد به رخشانی لاله اندر فرزد.بوشکور. برتر مشو از حد و نه فروتر هشدار، مقصر مباش و غالی.ناصرخسرو. - فروتر نشستن؛ فروتر آمدن. رجوع به این مدخل ها در ردیف شود. || (ص تفضیلی) کوتاهتر و کوچکتر: به یک سوزن این زآن فروتر نبود همان تیر زین تیر برتر نبود.فردوسی. کمتر ادبش حکم و فروتر هنرش جود. منوچهری. || زیردست. فرمانگزار: هر فروتر به بزرگی است عزیز هر پیمبر به خدا محترم است.خاقانی.

کلمات هم‌قافیه با «فروتر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید