معنی فرقت

معنی فرقت

10 بازدید
[ فُ قَ ] (ع اِمص) فرقة. جدایی و مفارقت. (ناظم الاطباء). مقابل وصل. (یادداشت به خط مؤلف): کیست کز وصل تو ندارد سود کیست کش فرقت تو نگزاید؟دقیقی. ز آرزوی بچهٔ رز دل او خسته و ریش گفت کِم صبر نمانده ست در این فرقت بیش رفت سوی رَز با تاختنی و خَبَبی. منوچهری. دو چشم من چو دو چرخشت کرد فرقت دوست دو دیده همچو به چرخشت دانهٔ انگور. فرخی (دیوان چ دبیرسیاقی ص ۱۹۶). دنیا به سوی من به مثل بیوفا زنی است نه شاد باش از او، نه غمی شو ز فرقتش. ناصرخسرو. چو خاک و آبم خوار و زبون ز فرقت او چو خاک و آبم لب خشک و دیده تر دارد. مسعودسعد. ز درد وصلت یاران من آن کنم به جزع که جان پژوهان بر فرقت شباب کنند. مسعودسعد. بد است کار من از فرقت تو وین بد را هزار شکر کنم چون بتر نمیگردد.خاقانی. داریم درد فرقت یاران گمان مبر کاندوه بود یا غم نابود میبریم.خاقانی. این همه زنگار غم بر آینهٔ دل فرقت آن یار غمگسار برافکند.خاقانی. مرغان چمن فغان برآرند گر فرقت نوبهار گویم.سعدی. خون جگرم ز فرقت دوست از دیده روانه در کنار است.سعدی. رجوع به فرقة شود.

کلمات هم‌قافیه با «فرقت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید