معنی فرغار کردن
7 بازدید
[ فَ کَ دَ ] (مص مرکب) خیسانیدن. (یادداشت به خط مؤلف): بگیرند زردآلوی کشته و... و یک شب در آب فرغار کنند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). رجوع به فرغر و فرغرده و فرغاریدن شود.
کلمات همقافیه با «فرغار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر