معنی فرغاریدن
5 بازدید
[ فَ دَ ] (مص) چیزی را خوب تر کردن و خیسانیدن در آب و غیره. رجوع به فرغار کردن شود. || به هم سرشتن و آغشته کردن. (برهان). رجوع به فرغار و فرغردن شود.
کلمات همقافیه با «فرغاریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر