معنی فرزو
6 بازدید
[ فَ ] (اِ) به معنی فرزبود است که حکمت باشد و آن دانستن افضل معلومات بود به افضل علم. (آنندراج) (برهان). برساختهٔ دساتیر است. (از حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به فرهنگ دساتیر ص ۲۵۷ شود.[ ] (اِ) نباتی است که بیخ آن سد است. (فهرست مخزن الادویه).
کلمات همقافیه با «فرزو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زو» برای سرودن شعر