معنی فرزندگان
10 بازدید
[ فَ زَ ] (اِ) فرزند. (از حاشیهٔ فرهنگ اسدی). مفرد و به معنی فرزند است مثل خدایگان و دوستگان. (یادداشت به خط مؤلف): وانگهی فرزندگانت گازری سازد ز تو شوید و کوبد تو را در زیر کوبین زرنگ. ؟
کلمات همقافیه با «فرزندگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر