معنی فرزندی
6 بازدید
[ فَ زَ ] (حامص) فرزند بودن. بنوت : بدو راهبر گفت کای پادشاه دلت شد به فرزندی او گواه.فردوسی. - فرزندی کردن؛ انجام وظیفهٔ فرزند در حق والدین : فرزند کسی نمیکند فرزندی گر طوق طلا به گردنش بربندی.؟
کلمات همقافیه با «فرزندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر