معنی فرخجستگی
6 بازدید
[ فَ خُ جَ تَ / تِ ] (حامص مرکب) مبارکی. فرخی. خجستگی. میمنت. (یادداشت به خط مؤلف): ارجو که فرخی بود و فرخجستگی و ایزد به کار ملک مر او را بود معین. فرخی. رجوع به فرخجسته و خجستگی شود.
کلمات همقافیه با «فرخجستگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر